قرآن کریمبه زبان فارسی

تأسّف بر ایّام جوانی و دوستان جانی

شرح دیوان منسوب به امیرالمؤمنین (ع) — قاضی کمال‌الدین میرحسین میبدی یزدی
شَیْئانِ لَوْ بَکَتِ الدِّماءُ عَلَیْهِماعَیْنانِ حَتّیٰ تَؤذَنا بِذَهابِ
لَمْ تَبْلُغَا الْمِعْشارَ مِنْ حَقَّیْهِمافَقْدُ الشَّبابِ وَ فُرْقَةُ الْأَحْبابِ

الإیذان: الإعلام. و بُلُوغ: رسیدن «از اول». و مِعْشار: ده یک. و حَقّ: سزاوار. و فُرْقَة «به ضمّ فاء»: جدائی. و شَیْئان خبر و فَقْد مبتدا و لَوْ بَکَت شرط و لَمْ تَبْلُغا جزا، و شرطیّه صفت شَیْئان. و تأنیث بَکَت برای آنکه عین مؤنث سماعی است. و حَتّیٰ متعلق به بَکَت. و نفرمود: «حتّیٰ تذهبا»، برای اشعار بعدم شعور.

می‌‌فرماید: دو چیز است که اگر گرید خونها بر آن دو چیز دو چشم، به مرتبه‌ای که اعلام کرده شوند به رفتن و زوال، نرسند به ده یک از حقّ آن دو: نایافتن جوانی و جدائی دوستان. «شارح»

هر واقعه‌ای که می‌کند دلها خونپیری و فراق باشد از آن افزون
گر دیده برین دو حال گرید صد سالاز عهدهٔ حقّ آن نیاید بیرون