لا تَکْرَهِ الْمَکْرُوهَ عِنْدَ نُزُولِهِإِنَّ الْحَوادِثَ لَمْ تَزَلْ مُتَبائِنَهْ
کَمْ نِعْمَةٍ لَمْ تَسْتَقِلَّ بِشُکْرِهالِلّهِ فِی طَیِّ الْمَکارِهِ کائِنَهْ
تَبایُن: از یکدگر جدا شدن. و اِسْتِقلال: خود بکاری ایستادن. و لِلّهِ متعلق به شَکْر، و فِی طَیِّ به کائِنَة و او صفت نِعْمَة.
میفرماید: دشوار مدار دشوار داشته را نزد فرو آمدن آن به درستی که حادثهها همیشه از یکدگر جدااند. بسا نعمت که خود مشغول نشوی به شکر آن مر خدا را که در طیّ دشواریها حاصل است. «شارح»
گاهی که ز دوستان جفائی برسدوز گردش آسمان بلائی برسد
زنهار مخور غصّه که از عالم غیبناگاه شود فتح و صفائی برسد