الصَّبْرُ مِفْتاحُ ما یُرَجّیٰوَکُلُّ خَیْرٍ بِهِ یَکُونُ
فَاصْبِرْ وَإِنْ طالَتِ اللَّیالِیفَرُبَّما طاوَعَ الْحَرُونُ
وَ رُبَّما نِیلَ بِاصْطِبارٍما قِیلَ هَیْهاتَ لا یَکُونُ
مُطاوَعَة: فرمانبرداری کردن. و حَرُون: اسب که برجای بایستد و نرود.
میفرماید: صبر کلید آن چیزی است که امید داشته شود، و هر خیری به صبر میشود. پس صبر کن، و اگر چه دراز باشد شبها؛ پس بسا که فرمان برد اسب برجای ایستاده. و بسا که یافته شود به صبر آنچه گفته شود در شأن او: دور است، نمیشود. «شارح»
صبرست که مفتاح سعادت باشدصبرست که مصباح عبادت باشد
گر صبر کنی زود مهیا گرددچیزی که ترا بآن ارادت باشد