هَوَّنِ الْأَمْرَ تَعِشْ فِی راحةٍقَلَّ ما هَوَّنْتَ إِلّا سَیَهُونٌ
لَیْسَ أَمْرُ الْمُرْءَ سَهْلاً کُلُّهُإِنَّمَا الْأَمْرُ سُهُولٌ وَ حُزُونُ
تَطْلُبُ الرّاحَةَ فِی دارِ الْعَناخابَ مَنْ یَطْلُبُ شَیْئاً لا یَکُونُ
میفرماید: آسمان کن کار را، تا زندگانی کنی در آسایش. اندک باشد چیزی که آسان کنی، مگر که زود آسان شود نیست کارِ مرد آسانْ همهٔ آن؛ نیست کار، مگر آسمانها و درشتها. میجوئی آسایش در سرای رنج. بیبهره باشد، هر که جوید چیزی را که نباشد. «شارح»
جمعی که طریق لطف و احسان گیرندوز غایت عقل خوی انسان گیرند
یا اهل زمانه سخت کوشی نکنندهر کار که رو نمایند آسان گیرند