إِذا هَبَّتْ رِیاحُکَ فَاغْتَنِمْهافَعُقْبیٰ کُلِّ خافِقَةٍ سُکُونُ
وَلا تَغْفَلْ عَنِ الْإِحْسانِ فِیهافَلا تَدْرِی السُّکُونُ مَتیٰ یَکُونُ
خَفَقان: جَستن باد؛ و خافِقَة: صفت «ریح» مقدر که مؤنث سماعی است، و ضمیر فِیها راجع به او.
میفرماید: چون وزد بادهای تو، پس غنیمت شمار آن را؛ چه انجام هر باد جهنده آرامیدن است. و غافل مشو از نیکی کردن درآن باد؛ چه نمیدانی که آرامیدن آن کی خواهد بود. «شارح»
تا چند جفا و جور اندیشه کنیفرض است که دیو نفس در شیشه کنی
امروز که از دست تو میآید کارحیف است که غیر مردمی پیشه کنی