قرآن کریمبه زبان فارسی

شکایت از جور و جفای روزگار و دعوی تحمّل و اصطبار

شرح دیوان منسوب به امیرالمؤمنین (ع) — قاضی کمال‌الدین میرحسین میبدی یزدی
تَنَکَّرَ لِی دَهْرِی وَلَمْ یَدْرِ أَنَّنِیأَعُزَّ وَرَوْعاتُ الْخُطُوبِ تَهُونُ
فَظَلَّ یُرِینِی کَیْفَ اعْتِداؤُهُوَ بِتُّ أُرِیهِ الصَّبْرَ کَیْفَ یَکُونُ

نَکَّرَهُ فَتَنَکَّرَ: أی غیرَّه فتغیَّر إلیٰ مجهولٍ.

می‌فرماید: متغیر شد مرا روزگار من و نمی‌داند که من غالب می‌شوم و ترسهای کارهای بزرگ آسان می‌شود پس روز می‌گذارد که می‌نماید مرا کار بزرگ که چگونه است بیداد کردن آن و شب می‌گذارم که می‌نمایم او را صبر که چگونه می‌باشد. «شارح»

ایام که می‌کند جفا در همه دوریک بار نمی‌رسد ز اشفاق بغور
من عجز بچرخ او نخواهم گفتنهرچند که می‌کند تعدّی یا جور