العَجْزُ عَنْ دَرْکِ الإِدْراکُ إِدْراکُوَالبَحْثُ عَنْ سِرِّ ذاتِ السِّرِّ إِشْراکُ
وَفِی سَرائِرِ هِمّاتِ الوَرَیٰ هِمَمٌعَنْ ذِی النُّهَیٰ عَجَزَتْ جِنٌّ وَ َمْلاکُ
یَهْدِی إِلَیْهِ الَّذِی مِنْهُ إِلَیْهِ هُدیًمُسْتَدْرَکاً وَ وَلِیُّ اللّهِ مِدْراکُ
دَرْک: دریافتن. و بَحْث: بازجستن. والوَریٰ: الخلق. و جِنّ: پری. و أَمْلاک: جمع مَلَک. و اِسْتِدْراک: دریافتن. و تحقیق وَلِی در فاتحهٔ سادسه گذشت. و مِدْراک «به کسر»: دریابنده، مثل مِفْضال. و تحقیق مصراع اول در صدر فاتحهٔ ثانیه گذشت. و مصراع ثانی مبنی بران است که بحث مقتضی باحث و مبحوثٌ عنه است و اثبات اِثْنَیْن در نظر اهل توحید شرک است. و بیت ثانی ناظر به احوال کُمَّل از فنا و بقا که شرح آن در فاتحهٔ سادسه گذشت.
میفرماید: عاجز شدن از دریافتن مرتبهٔ دریافتنْ دریافتن است، و باز جستن از رازِ خداوندِ راز انباز آوردن است. . در پنهانهای همتهای خلایقْ همتها است از خداوندِ خردها که عاجز است ازان پری و فرشتگان. راه مینماید بخود آن کس را که ازو است به او راه نمودن، در حالی که دریافته شده است و ولیِ خدا دریابنده است.
«شارح»
ای کرده هوس که فهم اسرار کنیخود را چه بقید فکر افگار کنی
ادراک تو آنست که عاجز گردیوانگاه بعجز خویش اقرار کنی