قرآن کریمبه زبان فارسی

تعییر معاویه برای مسجدی که در دمشق ساخته و قبّهٔ آن را به غایت رفعت افراخته

شرح دیوان منسوب به امیرالمؤمنین (ع) — قاضی کمال‌الدین میرحسین میبدی یزدی
سَمِعْتکَ تَبْنِی مَسْجِداً مِنْ جِبایَةٍوَ أَنْتَ بِحَمْدِ اللّهِ غَیْرُ مَوَفَّقِ
کَمُطْعِمَةِ الرُّمّانِ مِمّا زَنَتْ بِهِجَرَتْ مَثَلاً لِلْخائِنِ المُتَصَدِّقِ
فَقالَ ‌لَها أَهْلُ البَصِیرَةِ وَالتُّقَیٰلَکِ الوَیْلُ لا تَزْنَیْ وَلا تَتَصَدَّقِی

جِبایَة: گرد کردن خراج. و رُمّان: انار. و الزَّنا: وطءُ المرإةِ من غیرِ عقدٍ شرعیّ. و تَصَدُّق: صدقه دادن. و در بعضی نسخ بجای مصراع ثالث: «کَمُنْفِقَةِ الأَمْوالِ مِنْ کَسْبِ فَرْجِها»، و مصراع رابع و خامس نیست؛ والفَرْج: ما بینَ الرِّجلَیْنِ، و کُنِیَ به عن السّوأةِ و کُثر حّتیٰ صارَ کالصَّریحِ فیه.

می‌فرماید: شنیدم که تو بنا می‌کنی مسجدی از مال خراج و تو به حمد خدا ناموفقی. و چون زن اطعام کنندهٔ انار از آنچه زنا کرد به آن که روان شد داستانی مر دزد صدقه کننده را. پس گفت مرو را اهل بینش و تقویٰ: مر ترا وای! زنا مکن و صدقه مده. «شارح»

تا چند ز سیم خلق بربندی طرفوانگاه بغیر حقّ کنی آن را صرف
مسجد که تو از حرام سازی باشدمانند مناره‌ای که سازند ز برف