أَرَیٰ أَمْراّ تَنَقَّضَ عُرْوَتاهُوَ حَبْلاً لَیْسَ بِالحَبْلِ الوَثِیقِ
تَنَقُّض: شکافته شدن. و عُرْوَة: گوشه.
میفرماید: میبینم کاری که شکافته است دو گوشهٔ او و ریسمانی که نیست ریسمان استوار. «شارح»
هرچند که من لوح قدر میبینمصد گونه بلا پیش نظر میبینم
مردم ز وفا و مهر ما برگشتندایّام بصورتی دگر میبینم