أَخافُ وَأَرْجُو عَفْوَهُ وَ عِقابَهُوَأَعْلَمُ حَقّاً أَنَّهُ حَکَمٌ عَدْلُ
فإِنْ عَفْواً فَهْوَ مِنْهُ تَفَضُّلٌ وَإِنْ یَکْ تَعْذِیباً فَإِنِّی لَهُ أَهْلُ
الحَکَم: الحاکم. والعَدْل: العادل.
میفرماید: میترسم و امید میدارم عفو او را و عقوبت او را، و میدانم به تحقیق که او حاکم عدل کننده است. پس اگر باشد عفو، پس آن از او احسانی است؛ و اگر باشد عذاب کردن، پس به درستی که من مر آن را سزاوارم. «شارح»
یا رب ز گنه نامهٔ من گشت سیاهوز غصّه و رنج حال من گشت تباه
گر لطف کنی تو کان فضلی و کرمور قهر کنی ما همه جرمیم و گناه