لا بُدَّ مِنْ بَلِیَّةٍ مَلِمَّهْ
حارِث از انصار بود و پیغمبر ﷺ، در اُحُد او را بکاری فرستاد و دیر باز میآمد و مرتضی این رجز فرمود؛ و صِمَّة «به کسر صاد»: پدر او؛ و واقدی گوید: چهارده کس در غزای اُحُد نزد پیغمبر بماندند، هفت از مهاجرین: ابوبکر و عبدالرحمن و علی و سعد و طلحه و زبیر و ابوعُبَیْده، و هفت از انصار: خبّاب بن منذر و ابودجانه و عاصم بن ثابت و حارث بن صِمّه و سهل ابن حفیف و اُسَیْد بن حُضَیْر و سعد بن معاذ. و مَهْمَه: بیابان دور. و لَیْلَة لَیْلاء: أی شدیدة الظّلمة. و اِدْلِهْمام: سخت تاریک شدن شب.
میفرماید: نیست هیچ غم. به درستی که حارث پسر صِمّه هست وفادار و بما خداوند عهد است. رو آورْد در بیابانهای غمناک کننده، در شب تاریکِ سخت تاریک. در میان نیزهها و شمشیرهای بسیار میجوید رسول خدا را دران شب آنجا نیست هیچ چاره از بلای فرو آینده.