قرآن کریمبه زبان فارسی

رجز در شأن حارث بن صمّهٔ انصاری و مدح او به کمال محبّت و وفاداری

شرح دیوان منسوب به امیرالمؤمنین (ع) — قاضی کمال‌الدین میرحسین میبدی یزدی
لا هَمَّ إِنَّ الْحارِثَ بْنَ صِمَّهْکانَ وَفِیّاً وَبِنا ذِمَّهْ
أَقْبَلَ فِی مَهامِهٍ مُهِمَّهْفِی لَیْلَةٍ لَیْلاءَ مُدْلَهِمَّهْ
بَیْنَ رِماحٍ وَسْیْوفٍ جَمَّهْیَبْغِی رَسُولَ اللّهِ فِیها ثَمَّهْ

لا بُدَّ مِنْ بَلِیَّةٍ مَلِمَّهْ

حارِث از انصار بود و پیغمبر ﷺ، در اُحُد او را بکاری فرستاد و دیر باز می‌آمد و مرتضی این رجز فرمود؛ و صِمَّة «به کسر صاد»: پدر او؛ و واقدی گوید: چهارده کس در غزای اُحُد نزد پیغمبر بماندند، هفت از مهاجرین: ابوبکر و عبدالرحمن و علی و سعد و طلحه و زبیر و ابوعُبَیْده، و هفت از انصار: خبّاب بن منذر و ابودجانه و عاصم بن ثابت و حارث بن صِمّه و سهل ابن حفیف و اُسَیْد بن حُضَیْر و سعد بن معاذ. و مَهْمَه: بیابان دور. و لَیْلَة لَیْلاء: أی شدیدة الظّلمة. و اِدْلِهْمام: سخت تاریک شدن شب.

می‌فرماید: نیست هیچ غم. به درستی که حارث پسر صِمّه هست وفادار و بما خداوند عهد است. رو آورْد در بیابانهای غمناک کننده، در شب تاریکِ سخت تاریک. در میان نیزه‌ها و شمشیرهای بسیار می‌جوید رسول خدا را دران شب آنجا نیست هیچ چاره از بلای فرو آینده.

جمعی که براه حقّ مرا یارانندبس تجربه کردیم و وفادارانند
روزی که سفر کنند زین کهنه رباطاز غایت تجرید سبکبارانند