قرآن کریمبه زبان فارسی

شکوه از ارباب نفاق و اصحاب شقاق

شرح دیوان منسوب به امیرالمؤمنین (ع) — قاضی کمال‌الدین میرحسین میبدی یزدی
أَأَطْلُبُ الْعُذْرَ مِنْ قَوْمِی وَقَدْ جَهِلُوافَرْضَ الْکِتابِ وَ نالُوا کُلَّ ما حَرُما
حَبْلُ الْإِمامَةِ لِی مِنْ بَعُدِ أَحْمَدِناکَالدَّلْوِ عُلِّقَتِ التَّکْرِیبَ وَالْوَذَما
لا فِی نُبُوَّتِهِ کانُوا ذَوِی وَرَعٍوَلا رَعَوْا بَعْدَهُ إِلّاً وَلا ذِمَما
لَوْ کانَ لِی جائِزاً سَرْحانُ أَمْرِهِمُخَلَّفْتُ قَوْمِی وَ کانُوا أَمَّةً أَمَما

تَعْلِیق: درآویختن. و تَکْرِیب: چوب گوشهٔ دلو. وَذَم «به فتح»: دوال گوشهٔ دلو. و جَواز: روا شدن. و سَرْحان: بچرا گذاشتن. والأمم: «بالفتح» الشّیءُ الیسیرُ، «وبالضمّ» جمعُ أُمّة.

می‌فرماید: آیا بجویم عذر از قوم خود و به حقیقت ندانند فرض قرآن را و یابند هرچه حرام باشد. رسن پیشوائی مراست از پس احمد ما، چون دلو که آویخته باشد به چوب و دوال. نه در زمان پیغمبری او بودند خداوندان پرهیزکاری، و نه نگاه داشتند بعد ازو پیمان را و نه عهدها را. اگر بودی مرا روا گذاشتنِ کار ایشان، بازپس گذاشتمی قوم خود را، و بودندی گروهی اندک یا مختلف. «شارح»

خواهند جماعتی که تزویر کنندوز حیله طریق شرع تغییر کنند
تغییر قضا بهیچ رو ممکن نیستهرچند که این گروه تدبیر کنند