قرآن کریمبه زبان فارسی

مفاخرت به مناقب حشمت اثر در مجلس امیرالمؤمنین عمر

شرح دیوان منسوب به امیرالمؤمنین (ع) — قاضی کمال‌الدین میرحسین میبدی یزدی
اللّهُ أَکْرَمَنا بِنَصْرِ نَبِیِّهِوَبِنا أَقامَ دَعائِمَ الْإِسْلامِ
وَ بِنا أَعَزَّ نَبِیَّهُ وَ‌کتابَهُوَ أَعَزَّنا بِالنَّصْرِ وَالْإِقُدامِ
وَ یَزُورُنا جِبْرِیلُ فِی أَبْیاتنابِفَرائِضِ الْإِسْلامِ وَالْإِحْکامِ
فَنَکُونُ أَوَّلَ مُسْتَحِلٍّ حِلَّهُوَ‌مُحَرِّمٍ للّهِ کُلَّ حَرامِ

الدِّعامَة: «بالکسر»: عمادُ البیت. و إِعْزاز: عزیز ساختن. و إِقدام: به پیش شدن در جنگ والفَرِیضةَ: الفرض. و اِسْتِحْلال: حلال داشتن.

می‌فرماید: خدا بزرگ گردانید ما را به یاری کردن پیغمبر او، و به ما قائم گردانید ستونهای اسلام را. و به ما عزیز کرد پیغمبر خود را و کتاب خود را، و عزیز کرد ما را به یاری دادن و به پیش رفتن در جنگ. و زیارت می‌کرد ما را جبرئیل در خانه‌های ما به فرضهای اسلام و به حکمهای خدا. پس بودیم اول حلال دارنده حلال او را و حرام کننده برای خدا هر حرام را. «شارح»

در علم و عمل اهل حقایق مائیمدانندهٔ اسرار و دقایق مائیم
گاهی که سخن ز اهل ایمان گذردانصاف دهد خصم که سابق مائیم
نَحْنُ الْخِیارُ مِنَ الْبَرِیَّةِ کُلِّهاوَ نِظامُها وَ زِمامُ کُلِّ زِمامِ
الْخائِضُو غَمَراتِ کُلِّ کَرِیهَةٍوَالضّامِنُونَ حَؤادِثَ الْأَیّامِ
وَالْمُبْرِمُونَ قُوَی الْأُمُورِ بِعِزَّةٍوَالنّاقِضُونَ مَرائِرَ الْإِبْرامِ
فِی کُلِّ مَعْرَکَةٍ تُطِیرُ سُیُوفُنافِیهَا الْجَماجِمَ عَنْ فِراخِ الْهامِ
إِنّا لَنَمْنَعُ مَنْ أَرَدْنا مَنْعَهُوَ نَجُودُ بِالْمَعْرِوفِ لِلْمُعْتامِ
وَ تَرُدُّ عادِیَةَ الْخَمِیسِ سُیُوفُناوَ نُقِیمُ رَأْسَ الْأَصْیَدِ الْقَمْقامِ

زِمام: مهار. و خَؤْض: شروع کردن و در آب شدن. و الغَمْرَة: الشّدّةُ والزَّحمةُ من الناسُ والماءِ. و ضَمان: پایندان شدن. والقُوَّة: الطّاقةُ من الحبلِ، و جمعها: قُویً. و نَقْض: تاب باز دادن ریسمان. و مَرِیرَة: ریسمان محکم تافته. و إِطارَة: پرانیدن. و عُدْتُ عواداً عن کذا: أی صرفتُ صوارف. و إِقامَة: راست کردن. و در بعضی نسخ بجای عادِیَةَ السُّیُوفِ «غادِیَةَ الْأُمُورِ» «به غین معجمه»؛ والغادِیَة: سحابةُ تنشأ صباحاً.

می‌فرماید: ما برگزیده‌ایم از خلایق همهٔ آن، و رشتهٔ ایشانیم و مهار هر مهاریم. شروع کنندگانیم در سختیهای هر جنگی، و پایندانهای حادثه‌های روزگاریم. و محکم کنندگان ریسمانهای یکتار کارهائیم به غالب شددن، و تاب بازدهندهٔ رسنهای محکم تافتهٔ استوار کردن. در هر جنگ گاهی می‌پراند شمشیرهای ما دران کاسه‌های سر را از بچه‌های مرغ تارک. به درستی که ما هراینه منع کنیم هر کس را که خواهیم منع او، و بخشش کنیم به نیکوئی مر گزیده را. و بازگرداند لشکر بازگرداننده را شمشیرهای ما، و راست کنیم سرِ کج‌گردن مهتر را. «شارح»

مائیم که بر تخت حقیقت شاهیممائیم که در برج طریقت ماهیم
مائیم که چون بحر یقین موج زنداز هر چه کسی گمان بر آگاهیم