الدِّعامَة: «بالکسر»: عمادُ البیت. و إِعْزاز: عزیز ساختن. و إِقدام: به پیش شدن در جنگ والفَرِیضةَ: الفرض. و اِسْتِحْلال: حلال داشتن.
میفرماید: خدا بزرگ گردانید ما را به یاری کردن پیغمبر او، و به ما قائم گردانید ستونهای اسلام را. و به ما عزیز کرد پیغمبر خود را و کتاب خود را، و عزیز کرد ما را به یاری دادن و به پیش رفتن در جنگ. و زیارت میکرد ما را جبرئیل در خانههای ما به فرضهای اسلام و به حکمهای خدا. پس بودیم اول حلال دارنده حلال او را و حرام کننده برای خدا هر حرام را. «شارح»
زِمام: مهار. و خَؤْض: شروع کردن و در آب شدن. و الغَمْرَة: الشّدّةُ والزَّحمةُ من الناسُ والماءِ. و ضَمان: پایندان شدن. والقُوَّة: الطّاقةُ من الحبلِ، و جمعها: قُویً. و نَقْض: تاب باز دادن ریسمان. و مَرِیرَة: ریسمان محکم تافته. و إِطارَة: پرانیدن. و عُدْتُ عواداً عن کذا: أی صرفتُ صوارف. و إِقامَة: راست کردن. و در بعضی نسخ بجای عادِیَةَ السُّیُوفِ «غادِیَةَ الْأُمُورِ» «به غین معجمه»؛ والغادِیَة: سحابةُ تنشأ صباحاً.
میفرماید: ما برگزیدهایم از خلایق همهٔ آن، و رشتهٔ ایشانیم و مهار هر مهاریم. شروع کنندگانیم در سختیهای هر جنگی، و پایندانهای حادثههای روزگاریم. و محکم کنندگان ریسمانهای یکتار کارهائیم به غالب شددن، و تاب بازدهندهٔ رسنهای محکم تافتهٔ استوار کردن. در هر جنگ گاهی میپراند شمشیرهای ما دران کاسههای سر را از بچههای مرغ تارک. به درستی که ما هراینه منع کنیم هر کس را که خواهیم منع او، و بخشش کنیم به نیکوئی مر گزیده را. و بازگرداند لشکر بازگرداننده را شمشیرهای ما، و راست کنیم سرِ کجگردن مهتر را. «شارح»