قرآن کریمبه زبان فارسی

منع مداومت در منادمت و نفی مواظبت در مصاحبت

شرح دیوان منسوب به امیرالمؤمنین (ع) — قاضی کمال‌الدین میرحسین میبدی یزدی
إِذا شِئْتَ أَنْ تُقْلیٰ فَزُرْ مُتَواتِراًوَ شِئْتَ أَنْ تَزْدادَ حُبّاً فَزُرْ غِبّا
مُنادَمَةُ الْإِنْسانِ تَحْسُنُ مَرَّةًوَ إِنْ أَکْثَرُوا إِدْمانَها أَفْسَدُوا الْحُبّا

زُرْتُه أزورُه زَوْراً و زِیارَةً. و التَواتُر: تتابعُ الشّیءِ. و ازْدِیاد: افزون ساختن. و فی الصّحاح: «الغِبّ»: أن تَرِدَ الإبلُ الماءَ یوماً و تدعَه یوماً، و کذلک الغِبّ فی الحّمیٰ، و قال الکسائیُّ: أغبَبت القومَ و غببتُ عنهم، إذا جئتَ یوماً و ترکتَ یوماً، و الغِبّ فی الزّیارة، قال الحسن: فی کلِّ أسبوع یقال: زُرْ غِبّاً، تَزْدَدْ حُبّاً.» و مُنادَمَة: ندیمی کردن. و مَرَّة: یکبار. و إکْثار: بسیار گردانیدن. و إدْمان: پیوسته داشتن. و إفْساد: تباه ساختن.

می‌فرماید: چون خواهی که دشمن داشته شوی، پس زیارت کن پیوسته، و اگر خواهی که افزون کنی دوستی، پس وقتی زیارت کن و وقتی نه. ندیمی کردن مردم خوبست یکبار، و اگر بسیار گردانند پیوسته داشتن آن را، تباه کنند دوستی را. «شارح»

خواهی که فزون شود وقار تو بسیپیوسته مباش موی بینی کسی
از مردم تیره رو بگردان چون تیربا اهل صفا نشین و آن هم نفسی