تَقْلِیم: چیدن ناخن. و ظَفْر: ناخن، و أَظافِیر: جمعِ جمع او که «أظفار» است. و سُنَّة: فرمودهٔ رسول و کردهٔ او، ﷺ. و یُمْنیٰ: دست راست. و یُسْریٰ دست چپ. و خَوابِس: اشارت به ترتیب انگشتان دست راست در تقلیم، و أَوْخَسَب: به ترتیب انگشتان دست چپ؛ چه ابهام و سبّابه و وسطیٰ و بنصر و خنصر انگشت بزرگ است تا کالوج؛ و «خ» که حرف اول خنصر است اشارت به خنصر و «و» بوسطیٰ، و علیٰ هذا القیاس.
میفرماید: بچین ناخنهای خود به سنّت رسول و ادب: دست راست، پس دست چپ؛ و از دست راست اول خنصر، پس وسطیٰ، پس ابهام، پس بنصر، پس سبّابه؛ و از دست چپ اول ابهام، پس وسطیٰ پس خنصر، پس سبّابه، پس بنصر. «شارح»
نکته
امام غزالی در احیا میگوید که خبری مروی در ترتیب چیدن اظفار ندیدهام، لیکن شنیدهام که پیغمبر ﷺ، از سبابهٔ دست راست افتتاح میفرموده تا خنصر او، پس از خنصر دست چپ تا ابهام او، و اختتام به ابهام دست راست میفرموده برای آنکه سبابه مذکوره به سبب اشارت بکلمتین شهادتین اشرف اصابع است. و سیر به یمین انسب است از سیر به یسار، و در وقت تطابق بطنین کفّین که وضع طبیعی ایشان است حلقهای متوهم میشود بر آن ترتیب. و گویا سبب اختصاص سبابه بع عرض کلمتَیْن آن است که در فن طبّ مقرر شده که مزاج او اعدل است از مزاج سایر اعضا، پس علاقهٔ نفس ناطقه به او بیشتر است از علاقهٔ او به سایر اعضا. و مطمح نظر ناظم، ﷷ حدیث «إنّ اللّهَ تعالیٰ وِتْرٌ، یحبُّ الوِتْرَ» خواهد بود؛ والاستغاثةُ مِن الفردِ الودود.