قرآن کریمبه زبان فارسی

جواب او باحسن عبارات و ابین اشارات

شرح دیوان منسوب به امیرالمؤمنین (ع) — قاضی کمال‌الدین میرحسین میبدی یزدی
وَالْخَیْلُ جالَتْ یَومَها غُضّابُهابِمِرْبَطٍ سِرْبالُها تُرابُها
وَسْطَ مَنایا بَیْنَها أَحْقابُهاأَلْیَوْمَ عَنـِّی یَنْجَلِی جِلْبابُها

خَیْل: سواران و اسبان، و مؤنث سماعی است. و جَوَلان: گشتن. و غَضَب: خشم گرفتن «از رابع». و مِرْبط «به کسر میم»: رسن. و سِرْبال «به کسر سین»: پیراهن. و وَسْط: میان. و حَقَب «به فتح حاء و قاف»: رسن میان شتر و اِنْجلاء: وا شدن غم و میغ و غیر آن. و جِلْباب «به کسر جیم»: ردا.

می‌فرماید: سواران یا اسبان جولان کردند در روز حرب، خشم گیرندگانِ حرب، مقیدند برسن، پیراهن حرب خاک اوست که از سُم ستوران برخاسته و در میان شتران مرگهاست، در میان حرب ریسمانهای میان ایشان، امروز از من وامی شود ردای حرب. «شارح»

اعدا که ز اسب سینه‌چاک افتادندگشتند پیاده و بخاک افتادند
چون از دل پاک دردناک افتادنددر ورطهٔ محنت و هلاک افتادند