صُرُوف: جمع صرف، یا مفرد به معنی گشتن. و حِجَّة «به کسر»: سال.
میفرماید: آزمودم حادثههای روزگار را شصت سال، و تجربه کردم دو حال او را از دشواری و آسانی. پس ندیدم بعد از دین بهتر از توانگری، و ندیدم بعد از کفر بدتر از درویشی. «شارح»
فتح
قال صاحبُ قوت القلوب: «روینا عن علیٍّ، رضی اللّه عنه، إنّ للّهِ تعالیٰ فی خلقِه مثوباتِ فقرٍ و عقوباتِ فقر، فمِن علامةِ الفقر إذا کان مثوبةً أن یحسن علیه خُلقَه و یطیع به ربَّه و لا یشکو حالَه و یشکر اللّهَ تعالی علیٰ فقرِه؛ و من علامةِ الفقر إذا کان عقوبةً أن یسوءَ علیه خُلقَه و یعصی فیه ربَّه و یُکثر الشّکایَةَ یتسخَّط القضاءَ، و هذا النّوعُ من الفقرِ الذَّی هو عقوبةٌ، هوالَّذی استعاذَ منهُ النّبیُّ، ﷺ، و لیس هو الفقر بالمال، إنَّما هو فقر النّفس إلی الخلق و الفقر من الحلال.» پس منافات نباشد میان این قطعه و قطعهای که در تفضیل فقر بر غنیٰ خواهد آمد، أنشاءاللّه.