قرآن کریمبه زبان فارسی

تبیین اصناف بشر که خیر او آمیخته است بشرّ

شرح دیوان منسوب به امیرالمؤمنین (ع) — قاضی کمال‌الدین میرحسین میبدی یزدی
أَرْبَعَةٌ فِی النْاسِ مَیَّزْتُهُمْأَحْوالُهُمْ مَکْشُوفَةٌ ظاهِرَهْ
فَواحِدٌ دُنْیاهُ مَقْبُوضَةٌتَتْبَعُهُ آخِرةٌ فاخِرَهْ
وَ واحِدٌ دُنْیاهُ مَحْمُودَةٌلَیْسَ لَهُ مِنْ بَعْدِها آخِرَهْ
وَ واحِدٌ فازَ بِکِلْتَیْهِماقَدْ جَمَعَ الدُّنْیا مَعَ الْآخِرَهْ
وَ واحِدٌ مِنْ بَیْنِهِمْ ضائِعٌلَیْسَ لَهُ دُنْیا وَلا آخِرَهْ

تَمْیِیز: جدا کردن. و قَبْض: تنگ کردن. و ضاعَ الشّیءُ: هلک.

می‌فرماید: چهار گروه در مردم جدا کرده‌ام ایشان را از یکدگر، حالهای ایشان برهنه کردهٔ آشکارا است. پس یکی دنیای او تنگ کرده شده است، از پی می‌آید او را آخرتی نیک. و یکی دنیای او ستوده است، نیست مرو را از پس آن ثواب آخرت. و یکی به حقیقت فیروز شد به هر دو ایشان، به حقیقت جمع کرد دنیا را با آخرت. و یکی از میان ایشان ضایع است، نیست مرو را دنیا و نه آخرت. «شارح»

گشتند جماعتی به دنیا مایلکردند گروهی همه عقبیٰ حاصل
جمعی دگر از هر دو نصیبی دارندبعضی دگرند ازین و از آن غافل