قرآن کریمبه زبان فارسی

تقسیم ماهیت جامعهٔ انسان که مظهر اساءتست و مصدر احسان

شرح دیوان منسوب به امیرالمؤمنین (ع) — قاضی کمال‌الدین میرحسین میبدی یزدی
رُبَّ فَتیً دُنْیاهُ مَوْفُورَةٌلَیْسَ لَهْ مِنْ بَعْدِها آخِرَهْ
وَآخَرُ دُنْیاهُ مَذْمُومَةٌتَتْبَعُها آخِرَةٌ فاخِرَهْ
وَآخَرُ قَدْ حازَ کِلْتَیْهِماقَدْ جَمَعَ الدُّنْیا مَعَ الْآخِرَهْ
وَآخَرُ یُحْرَمُ کِلْتَیْهِمالَیْسَ لُهُ الدُّنْیا وَلَا الْآخِرَهْ

المَوْفُور: الشّیءُ التّامْ. و آخِرَة: آن جهان. و فاخِر: چیز نیک. والحَوْز: الجمع، و کلُّ مَنْ ضَمَّ إلیٰ نَفْسِه شیئاً فقد حازَهُ حَوْزاً و حِیازَةً. و حَرْم و حِرْمان: بی‌روزی کردن «از ثانی».

می‌فرماید: بسیار جوانمردی که دنیای او تمام است، نیست مرو را از پس آن ثواب آخرت. و دیگری دنیای او نکوهیده است، از پی می‌آید آن را آخرتی نیک. و دیگری به حقیقت باز بست بخود هر دو ایشان را، به حقیقت جمع کرد دنیا را با آخرت. و دیگری بی‌روزی کرده شد از هر دو ایشان، نیست مرو را دنیا و نه آخرت. «شارح»

جمعی همه از برای دنیا باشندقومی همه از برای عقبیٰ باشند
دارند جماعتی ازین هر دو نصیببعضی دگر از هر دو مبرّا باشند