أَخُوکَ الَّذِی إِنْ أَجْهَضَتْکَ مُلِمَّةٌمِنَ الدَّهْرِ لَمْ یَبْرَحْ لَهَا الدَّهْرَ واجِما
وَلَیْسَ أَخُوکَ بِالَّذِی إِنْ تَشَعَّبَتْعَلَیْکَ أُمُورٌ ظَلَّ یَلْحاکَ لائِما
إِجْهاض: غلبه کردن. و بَرِحَ مکانَه: أی زالَ عنه، ولَمْ یَبْرَحْ: أی لم یَزَل. والواجِم: الّذی اشتدَّ حزنُه، حتّیٰ أمسک عَنِ الکلام. و تَشَعُب: پراکنده شدن.
میفرماید: برادر تو آن کس است که اگر غلبه کند ترا حادثهای از روزگار، باشد همیشه برای آن در روزگار اندوهناک. و نیست برادر تو آن کس که اگر پراکنده شود بر تو کارها، روز گذارد که ملامت کند ترا ملامت کننده.
«شارح»
آنست برادر که خورد غصّه و غمروزی که کشی ز دشمنان رنج و الم
نی آنکه دهد قوّت ایشان به ستموز جهل کند ترا ملامت همه دم
حکایت
طبری گوید: عقیل بن ابیطالب در محرّم سنهٔ اربعین که سال شهادت مرتضیٰ بود پنهان برفت و با معاویه بیعت کرد و مرتضیٔ بگریست و این دو بیت فرمود. «شارح»
در کوی جفا قدم نهادی آخراوراق وفا بباد دادی آخر
با مردم تیره همنشینی کردیچون اشک ز چشم ما فتادی آخر