قرآن کریمبه زبان فارسی

منع مزاح فتنه آمیز و نفی هزل عداوت انگیز

شرح دیوان منسوب به امیرالمؤمنین (ع) — قاضی کمال‌الدین میرحسین میبدی یزدی
لا تَمْزَحَنَّ الرِّجالَ إِنْ مَزَحُوالَمْ أَرَ قَوْماً تَمازَحُوا سَلِمُوا
فَالْجُرْحُ جُرْحُ اللِّسانِ تَعْلَمُهُوَ رُبَّ قَوْلٍ یَسِیلُ مِنْهُ دَمُ

تَمازُح: با یکدگر مزاح کردن. والجُرْح «بالضمّ»:الجِراحة.

می‌فرماید: مزاح مکن با مردان، اگر مزاح کنند. ندیدم قومی را که با یکدگر مزاح کردند که بسلامت ماندند؛ چه جراحتِ جراحتِ زبان است، می‌دانی تو آن را. و بسا گفتاری که روان شود ازان خون. «شارح»

ای رفته ترا به نُه فلک آوازهدر هزل مگو حدیث بی‌اندازه
از تیغ زبان اگر کسی زخمی خوردپیوسته شود جراحت آن تازه