اظهار تأسّف و پریشانی
در انهدام ارکان مسلمانی
لِیَبْکِ عَلَی الْإِسْلامِ مَنْ کانَ باکِیاًفَقَدْ تُرِکَتْ أَرْکانُهُ وَ مَعالِمُهْ
لَقَدْ ذَهَبَ الْإِسْلامُ إِلْا بَقِیَّةًقَلِیلٌ مِنّ النّاسِ الَّذِی هُوَ لازِمُهْ
مراد از «ارکان اسلام»: کلمهٔ شهادت و نماز و روزه و حج و زکات. والمَعْلَم: أثرٌ یُستدَلُّ به علَی الطَّریق. و بَقِیَّة: بازمانده.
میفرماید: باید که بگرید بر اسلام کسی که باشد گرینده؛ چه به حقیقت ترک کرده شده است ارکان آن و شانههای آن. هراینه به حقیقت رفت اسلام مگر بازماندهای، اندک است از مردم آنکه او لازم آن است.
«شارح»
فریاد که رنگ و بوی اسلام نماندمطلق اثری ز وحی و الهام نماند
بودی همه روز رکن اسلام قویآن رفت و میان خلق جز نام نماند