سَأَمْنَحُ مالِی کُلَّ مَنْ جاءَ طالِباًوَأَجْعَلُهُ وَقْفاً عَلَی القَرْضِ وَالفَرْضِ
فَإِمَا کَرِیمٌ صُنْتُ بِالمالِ عِرْضَهُوَ إِمّا لَئِیمٌ صُنْتُ عَنْ لَوْمَهَ عِرْضِی
مالِی: یا مال مضاف به یاء، یا «ما» و «لی». و وقفتُ الدّارَ للمساکین وَقْفاً. و قَرْض: وام دست به دست. والفَرْض: العطیّةُ المرسومةُ، یقال: ما أصبتُ منه قرضاً و لا فرضاً. و إمّا: در اصل «إن ما»، و «ما» زاید، أی إن جاءَ کریمٌ. و لَوْم: ملامت کردن.
میفرماید: زود میبخشم مال خود را بهرکه آید جوینده، و میگردانم آن را وقف بر وام و عطای مرسوم. پس آگر آید بزرگواری، نگاه دارم به مال عِرض او را؛ و اگر آید بداصلی، نگاه دارم از ملامت کردنِ او عِرضِ خود را. «شارح»
ای گشته به دولت و سعادت فیروزباید که دهی سیم بسائل هر روز
گر مرد کریم است ز خاکش برگیرور مرد لئیم است دهانش بردوز