إِذا أَذِنَ اللّهُ فِی حاجَةٍأَتاکَ النَّجاحُ بِها یَرْکُضُ
وَ إِنْ أَذِنَ اللّهُ فِی غَیْرِهاأَتیٰ دُونَها عارِضٌ یَعْرِضُ
إذْن: دستوری دادن «از رابع». و النَّجاح: الظّفر بالحوائج. و عارِض: ابر که در افق پهن شود. و عَرْض: فراپیش آمدن «از ثانی».
میفرماید: چون دستوری دهد خدا در حاجتی، آید ترا فیروزی به آن در حالی که دوَد. و اگر دستوری دهد خدا در غیر آن، آید در پیش آن ابری که فراپیش آید. «شارح»
ای دوست مجو زغیر حقّ دولت و بختبیاذن خدا برگ نهافتتد ز درخت
از حکم قدر یکی شود پست بخاکوز امر قضا یکی شود صاحب تخت