هٰذا مَقامِی مُعْرِضٌ مَبْذُولُمَنْ یَلْقَ سَیْفِی فَلَهُ الْعَوِیلُ
وَلا أَهابُ الصَّوُلَ بَلْ أَصُولُإِنِّی عَنِ الْأَعُداءِ أَزُولُ
یَوْماً لَدَی الْهَیْجا وَلا أَحُولُوَالْقِرْنُ عِنْدِی فِی الْوَغیٰ مَقْتُولُ
أَوْ هالِکٌ بِالسَّیْفِ أَوْ مَفْلُولُ
عَرَضْتُ الشّیءَ فأَعُرَضَ: أی أظهرتُه فظَهَر، و هذا کقولهم: کَبَبْتُه فأَکَبَّ، و هو من النَّوادر. والعَوِیل: رفعُ الصَّوْتِ بالبُکاء. و حَوْل: از جائی بجائی شدن.
میفرماید: این مقام است، آشکارا بخشیده شده بمن؛ هر که میبیند شمشیر مرا، پس مرو راست فریاد با گریه. و نمیترسم از حمله کردن، بلکه حمله میکنم، به درستی که من از واسطهٔ دشمنان از جا نمیروم، در روزی نزد حرب، و از جا بجا نمیروم. و همتای حرب نزد من در حرب کشته شده است، یا هلاک شده است به شمشیر، یا گریزانیده شده است.«شارح»
در معرکه تا غبار انگیختهاماز خصم بهیچ باب نگریختهام
من خون تمام دشمنان ریختهامپس قالبشان بخاک آمیختهام