قرآن کریمبه زبان فارسی

هدایت به گنج قناعت اندوختن و منع از آب رو فروختن

شرح دیوان منسوب به امیرالمؤمنین (ع) — قاضی کمال‌الدین میرحسین میبدی یزدی
صَبْرُ الْفَتیٰ بِفَقْرِهِ یُجِلُّهُوَ بَذْلُهُ لِوَجْهِهِ یُذِلُّهُ
یَکْفِی الْفَتیٰ مِنْ عَیْشِهِ أَقَلُّهُالخُبْزُ لِلْجائِعِ أُدْمٌ کُلُّهُ

إِذْلال: خوار کردن. و أُدْم «به ضم همزه»: ناخورش. و در بعضی نسخ بجای مصراع اخیر «وَالمَوْتُ یَأْتِی بَعْدَ هذا کُلْه».

می‌فرماید: صبر جوانمرد به درویشی خود بزرگ می‌دارد او را، و بخشیدن او مر آب‌روی خود را خوار می‌کند او را. کافی است جوانمرد را از عیش او کمترِ آن، نان مر گرسنه را ناخورش است همهٔ آن.

ای پخته ز حرص روز و شب سودائیزنهار که آب‌رو نریزی جائی
گر اهل سعادتی باندک چیزیراضی شو و هر نَفَس مکش ایذائی