قرآن کریمبه زبان فارسی

امیدوار ساختن فقیران شکسته و درویشان دل خسته

شرح دیوان منسوب به امیرالمؤمنین (ع) — قاضی کمال‌الدین میرحسین میبدی یزدی
عَسیٰ مَنْهَلٌ یَصْفُو فَیُرْوِی ظَمِیئَةًأَطالَ صَداهَا الْمَنْهَلُ الْمُتَکَدَّرُ
عَسیٰ بِالْجُنُوِبِ الْعارِیاتِ سَتَکْتَسِیوَ بِالْمُسْتَذَلِّ الْمُسْتَضامِ سَیُنْصَرُ

مَنْهَل: آبشخور. و ظَمَأ: تشنه شدن. و إِطالَة: دراز گردانیدن. و صَدیٰ: تشنگی. و تَکَدُّر: تیره شدن. و اِکْتِساء: جامه پوشیدن. و اِسْتِذْلال: خوار کردن. والمُسْتَضام: المظلوم.

می‌فرماید: شاید که آبشخوری صافی شود، پس سیراب کند جماعتی تشنگان را که دراز گردانیده است تشنگی ایشان را آبشخوره تیره. شاید که پهلوهای برهنه زود جامه بپوشند، و شاید که خوار کردهٔ ستم کرده شده زود یاری کرده شود. «شارح»

ناگاه ز غیب دلنوازی برسدوز گلشن حسن سرو نازی برسد
مرغ دل من چنین نماند ضایعاز عالم قدس شاهبازی برسد
عَسیٰ جابِرُ الْعَظْمِ الْکَسِیرِ بِلُطْفِهِسَیَرْتاحُ لِلْعَظْمِ الْکَسِیرِ فَیَجْبُرُ
عَسَی اللّهُ لا تَیْأَسْ مِنَ اللْهِ إِنَّهُیَسِیرٌ عَلَیْهِ ما یَعِزُّ وَ یَعْسُرُ

أَرْتاحَ اللّهُ لفلانٍ: أی رَحِمَهُ. و یُسْر: آسان شدن. و عِزَّة: نایافت شدن «از ثانی». و حذف خبر عَسیٰ در بیت ثانی برای اشعار به اطلاع حق تعالیٰ بر مقاصد و مطلب عباد و عدم احتیاج ایشان به تنصیص و تصریح.

می‌فرماید: شاید که جبر کنندهٔ استخوان شکسته به نیکوکاری خود زود رحم کند مر استخوان شکسته را، پس ببندد آن را، شاید که خدا - ناامید مشو از خدا، به درستی که او آسان است برو آنچه نایافت باشد و دشوار باشد.

«شارح»

ای دل مکن از حور فلک ناله بسیبنشین و توجه بخدا کن نفسی
گر کار خدا را بخدا بگذاریناگاه رسد زغیب فریادرسی