مَنْهَل: آبشخور. و ظَمَأ: تشنه شدن. و إِطالَة: دراز گردانیدن. و صَدیٰ: تشنگی. و تَکَدُّر: تیره شدن. و اِکْتِساء: جامه پوشیدن. و اِسْتِذْلال: خوار کردن. والمُسْتَضام: المظلوم.
میفرماید: شاید که آبشخوری صافی شود، پس سیراب کند جماعتی تشنگان را که دراز گردانیده است تشنگی ایشان را آبشخوره تیره. شاید که پهلوهای برهنه زود جامه بپوشند، و شاید که خوار کردهٔ ستم کرده شده زود یاری کرده شود. «شارح»
أَرْتاحَ اللّهُ لفلانٍ: أی رَحِمَهُ. و یُسْر: آسان شدن. و عِزَّة: نایافت شدن «از ثانی». و حذف خبر عَسیٰ در بیت ثانی برای اشعار به اطلاع حق تعالیٰ بر مقاصد و مطلب عباد و عدم احتیاج ایشان به تنصیص و تصریح.
میفرماید: شاید که جبر کنندهٔ استخوان شکسته به نیکوکاری خود زود رحم کند مر استخوان شکسته را، پس ببندد آن را، شاید که خدا - ناامید مشو از خدا، به درستی که او آسان است برو آنچه نایافت باشد و دشوار باشد.
«شارح»