قرآن کریمبه زبان فارسی

بیان احوال دنیا که صفای او گرد کدورت انگیخته و شهد او با زهر قاتل آمیخته

شرح دیوان منسوب به امیرالمؤمنین (ع) — قاضی کمال‌الدین میرحسین میبدی یزدی
یا طالِبَ الصَّفْوِ فِی الدَّنْیا بِلا کَدَرِطَلَبْتَ مَعْدُومَةً فَایْئَسْ مِنَ الظَّفَرِ
وَاعْلَمْ بِأَنَّکَ ما عُمِّرْتَ مُمْتَحَنٌبِالْخَیْرِ وَالشَّرِّ وَالْمَیْسُورِ وَالْعُسُرِ

مَعْدُوم: نیست. و تَعْمِیر: زندگانی دادن. و اِمْتِحان: آزمودن. و مَیْسُور: آسانی. و عُسُر «به ضمّ عین و سین»: دشواری، قال عیسّی بن عمر: کلُّ اسم علیٰ ثلاثة أحرفٍ أوَّلُه مضمومٌ و أوسطُه ساکنٌ، فمن العرب مَنْ یثِّقله و منهم مَن یخفِّفه، مثل عُسْرٍ و عُسُرٍ و حُلْمٍ و حُلُمٍ.»

می‌فرماید: ای جویندهٔ صفا در دنیا بی‌تیرگی، جستی معدومی را، پس ناامید شو از فیروز شدن. و بدان که تو مادام که زندگانی داده شده‌ای، آزموده‌ای به نیک و بد و آسانی و دشواری. «شارح»

دنیا که محلّ اهل صورت باشددر نقش صفای او کدورت باشد
دُردیست که از شراب هستی ماندهپس ظلمت دنیا بضرورت باشد
أَنّیٰ تَنالُ بِها نَفْعاً بِلا ضَرَرٍوَ إِنَّها خُلِقَتْ لِلنَّفْعِ وَالضَّرَرِ
فِی الْجُبْنِ عارٌ وَ فِی الْإِقْدامِ مَکْرُمَةٌوَ مَنْ یَفِرُّ فَلَنْ یَنْجُو مِنَ الْقَدَرِ

أِنّیٰ: از کجا. و جُبْن: بد دل شدن «از خامس». و إِقُدام: به پیش شدن در جنگ.

می‌فرماید: از کجا یابی به دنیا سود کردن بی‌گزند کردن، و به درستی که دنیا آفریده شده است برای سود کردن و گزند کردن. در بد دل شدن ننگ است و در پیش شدن به جنگ بزرگواری است؛ و هر که می‌گریزد، پس رستگار نمی‌شود از تقدیر. «شارح»

خواهند جماعتی که بی‌تاب ضررگردند جدا ز آتش غم چو شرر
لیکن چه توان کرد که از جنس بشرکس نیست که شد خلاص از تیر قدر