قرآن کریمبه زبان فارسی

حرف الرّاء — ابتهال و مناجات به قاضی حاجات

شرح دیوان منسوب به امیرالمؤمنین (ع) — قاضی کمال‌الدین میرحسین میبدی یزدی
أَیا مَنْ لَیْسَ لِی مِنْکَ الْمُجِیرُبِعَفْوِکَ مِنْ عَذابِکَ أَسْتَجِیرُ
أَنَا الْعَبْدُ الْمُقِرُّ بِکُلِّ ذَنْبِوَ أَنْتَ السَّیِّدُ الصَّمَدُ الْغَفُورُ
فَإِنْ عَذَّبْتَنِی فَالذَّنْبُ مِنِّیوَ إِنْ تَغْفَرْ فَأَنْتَ بِهِ جَدِیرُ

إِجارَة: زنهار دادن و عَفْو: درگذشتن جرم از کسی. و اِسْتِجارَة: زنهار خواستن. و أُقِرُّ بالحقِّ: أعترفُ به. و سَیِّد: خداوند، و به این معنی مستعمل نیست مگر به نسبت با عبد، مثلاً نگویند: سّدُ الفَرَسِ. و جَدِیر: سزاوار.

می‌فرماید: ای آن کس که نیست مرا از تو زنهار، به عفو تو از تو عقوبت تو زنهار می‌خواهم. من بندهٔ اقرار کننده‌ام بهر گناهی، و تو خداوند پناه نیازمندان آمرزنده‌ای. پس اگر عقوبت کنی مرا، پس گناه از من است؛ و اگر آمرزی، پس تو به آن سزاواری. «شارح»

ای فضل تو در انفس و آفاق حکمما غرق گناهیم ز سر تا بقدم
گر قهر کنی سزای آنیم همهور عفو کنی غایت لطف است و کرم