أَیا مَنْ لَیْسَ لِی مِنْکَ الْمُجِیرُبِعَفْوِکَ مِنْ عَذابِکَ أَسْتَجِیرُ
أَنَا الْعَبْدُ الْمُقِرُّ بِکُلِّ ذَنْبِوَ أَنْتَ السَّیِّدُ الصَّمَدُ الْغَفُورُ
فَإِنْ عَذَّبْتَنِی فَالذَّنْبُ مِنِّیوَ إِنْ تَغْفَرْ فَأَنْتَ بِهِ جَدِیرُ
إِجارَة: زنهار دادن و عَفْو: درگذشتن جرم از کسی. و اِسْتِجارَة: زنهار خواستن. و أُقِرُّ بالحقِّ: أعترفُ به. و سَیِّد: خداوند، و به این معنی مستعمل نیست مگر به نسبت با عبد، مثلاً نگویند: سّدُ الفَرَسِ. و جَدِیر: سزاوار.
میفرماید: ای آن کس که نیست مرا از تو زنهار، به عفو تو از تو عقوبت تو زنهار میخواهم. من بندهٔ اقرار کنندهام بهر گناهی، و تو خداوند پناه نیازمندان آمرزندهای. پس اگر عقوبت کنی مرا، پس گناه از من است؛ و اگر آمرزی، پس تو به آن سزاواری. «شارح»
ای فضل تو در انفس و آفاق حکمما غرق گناهیم ز سر تا بقدم
گر قهر کنی سزای آنیم همهور عفو کنی غایت لطف است و کرم