أَغْضِ عَیْناً عَلَی الْقَذیٰوَ تَصَبَّرْ عَلَی الْأَذیٰ
إِنَّمَا الدَّهْرُ ساعَةٌیَقْطَعُ الدَّهْرُ کُلَّ ذا
إِغْضاء: چشم فرو گرفتن. و قَذاة: خاشاک که در چشم افتد، و قَذیٰ: جمع او. و تَصَبُّر: شکیبائی نمودن.
میفرماید: فرو گیر چشم را بر خاشاکها که در او افتند و صبر کن بر رنج؛ نیست روزگار، مگر ساعتی، میبُرَد روزگار همهٔ این. «شارح»
ارباب صفا رسم تحمل دارندبا دشمن و با دوست تنزّل دارند
چون سهم حوادث فکند قوس فلکدر کفّ سپر صبر و توکّل دارند