قرآن کریمبه زبان فارسی

شکایت از فقدان یاران موافق و عدم دوستان مطابق

شرح دیوان منسوب به امیرالمؤمنین (ع) — قاضی کمال‌الدین میرحسین میبدی یزدی
تَغَرَّبْتُ أَسْأَلُ مَنْ عَنَّ لِیمِنَ النّاس هَلْ مِنْ صَدِیقٍ صَدُوقِ
فَقالُوا عَزِیزانِ لا یُوجَدانِصَدِیقٌ صَدُوقٌ وَ بَیْضُ الأَنُوقِ

عَنّ و عُنُون: فراپیش آمدن. و بَیْضَة: خایهٔ مرغ. والأَنُوق: الرَّخَمة، و فی‌المثل: «أعزُّ مِنْ بَیْضِ الأنوق»، لأنّه یحرزُها فلا یکاد یُظفَر بها، لأنّ أو کارَها فی رؤسِ الجبالِ والأماکن الصّعبة البعیدة.

می‌فرماید: به غربت رفتم تا سؤال کنم از کسی که پیش آید مرا از مردم که آیا هیچ دوستِ راست هست. پس گفتند: دو نایابند که یافت نمی‌شوند، دوستِ راست و خایهٔ رَخَمه. «شارح»

هر چند که من گرد جهان گردیدموز اهل زمان حال کسان پرسیدم
یک یار وفادار ندیدم هرگزوز باب صفا غیر سخن نشنیدم