تُرابٌ عَلَیٰ رَأْسِ الزَّمانِ فَإِنَّهُزَمانُ عُقُوقٍ لا زَمانُ حُقُوقِ
فَکُلُّ رَفِیقٍ فِیهِ غَیْرُ مُوافِقٍوَ کُلُّ صَدِیقٍ فِیِهِ غَیْرُ صَدُوقِ
عُقُوق: نافرمانی کردن کسی را که حقّ او بر تو واجب باشد. و رَفِیق: یار. و الوِفاق: الموافقه.
میفرماید: خاک بر سر زمان! چه به درستی که او زمان نافرمانی ارباب حقوق است، نه زمان حقوق است. پس هر یاری در او ناموافق است و هر دوستی درو ناراست است. «شارح»
در روی زمین رنگ صفا پیدا نیستدر لوح زمان نقش وفا پیدا نیست
هرچند که با کسی وفا میورزماز جانب او غیر جفا پیدا نیست