أُفٍّ عَلَی الدُّنْیا وَ أَسْبابِهافَإِنَّها لِلْحُزْنِ مَخْلْوقَهْ
هُمُومُها ما تَنْقَضِی ساعَةًعَنْ مَلِکٍ فِیها وَ عَنْ سُوقَهْ
اِنْقِضاء: سپری شدن. و سُوقَة: زیردست.
میفرماید: کراهت بر دنیا و اسباب آن! چه به درستی که دنیا برای اندوه مخلوق است.
غمهای او سپری نمیشود ساعتی از کسی که پادشاه است درو و از زیردست. «شارح».
روزی که خدا تخم وجودت میکشتبا خاک تو صد غصّه و اندوه سرشت
دنیا بمثل دوزخ عاقل باشدخرّم نشود ازو مگر اهل بهشت