وِجْدان: یافتن «از ثانی». و غَیْر: مغایر. و قِصَر: کوتاه بودن «از خامس». و صَمْت و صُمات و صُمُوت و سَکْت و سُکات و سُکُوت: خاموش شدن. و کَذِب «به کسر ذال»: دروغ والکلام خلفَ إنسانٍ بما یغمّه، لو سِمعَه، إن کان صادقاً، سُمَّی غِیبَةً، و إن کان کاذباً، سُمِّی «بُهتاناً». و تَحْریم: حرام کردن. و کَلام: سخن. و أَفْضَل صفت أَدَب. و عَنِ الْکَذِب متعلق به صَمْت. و غِیبَتَة معطوف بر کَذِب. و حَرَّمَها اشارت به آیت «وَلَا يَغْتَب بَّعْضُكُم بَعْضًا أَيُحِبُّ أَحَدُكُمْ أَن يَأْكُلَ لَحْمَ أَخِيهِ مَيْتًا»۱. و امام غزالی در احیا فرماید: «قال سلیمان بن داود ﷷ: إن کان الکلامُ مِنْ فضّةٍ، فالصَّمتُ من ذهبٍ.»
میفرماید: ادب کردم نفس خود را، پس نیافتم مر نفس را غیر پرهیزکاری خدا ادبی که باشد در همهٔ حالات او، و اگر چه کوتاه باشند، فاضلتر از خاموشی او از دروغ و از غیبت مردم، به درستی که غیبت مردم، حرام ساخته است آن را حضرت ذوالجلال در کتابهای آسمانی. اگر باشد از سیم سخن تو، ای نفس، بدرستی که خاموشی از طلاست.
- - الحجرات: ۱۲. ↑