قرآن کریمبه زبان فارسی

خطاب به یکی از ازواج که زبان به ملامت آن حضرت گشاده و قدم در بادیهٔ انقطاع و هجران نهاده

شرح دیوان منسوب به امیرالمؤمنین (ع) — قاضی کمال‌الدین میرحسین میبدی یزدی
إِلیٰ کَمْ یَکُونُ الْعَذْلُ فِی کُلِّ لَیْلَةٍلِما لا تُمَلِّینَ الْقَطِیعَةَ والّهَجْرا
رُوَیْدَکِ إِنَّ الدَّهْرَ فِیهِ کِفایَةٌلِتَفْرِیقَ ذاتَ الْبَیْنِ فَانْتَظِرِی الدَّهْرا

تَمْلِیَة: افروختن آتش بی‌هیزم. و قَطِیعَة: رحم بریدن. و رُوَیْدَک: اسم فعل به معنی أَمْهِلْ. و ذات: مؤنث ذو، و قال الإمام: «لما کانت الأحوالُ واقعةً فی البین، قیل لها: ذات البَیْن، کما إنَّ الأسرارَ لما کانت مضمرةً فی الصّدور، قیل لها ذات الصّدور.»

می‌فرماید: تا چند ملامت در هر شب؟ و چرا نمی‌افروزی آتش رحم بریدن و دور شدن؟ مهلت ده، به درستی که روزگار، در او کفایت است برای جدا کردن احوال که در میان است، پس چشم دار روزگار را. «شارح»

تا چند ز هر طرف برانگیزی گردوز جهل کنی بر دل من خود را سرد
چون خوی زمانه است انگیز فراقفارغ بنشین که کار خود خواهد کرد