وَ مِنَ البَلاءِ عَلَی البَلاءِ عَلامَةٌأَنْ لا یُریٰ لَکَ عَنْ هَواکَ نُزُوعُ
وَکَفاکَ مِنْ غِیَرِ الحَوادِثِ أَنَّهُیَبْلَی الجَدِیدُ وَ یُحْصَدُ المَزُرُوعُ
عَلامة: نشان. و نزع عن الأمرِ نُزُوعاً: انتهیٰ عنه.
میفرماید: از آزمودن بر بلا نشانی است که دیده نمیشود مر ترا از هویٰ و هوس خود باز ایستادنی. و بس است ترا از تغیّر حادثهها آنکه شأن آن است که کهنه میشود نو و در او کرده میشود کشته. «شارح»
تا چند به اندیشهٔ باطل باشیوز یاد خدا همیشه غافل باشی
یک لحظه زفکر مرگ بیرون نرویگر بخت شود رهبر و عاقل باشی