لا تَتَّهِمْ رَبَّکَ فِی ما قَضیٰوَ هَوِّنِ الأَمْرَ وَطِبْ نَفْسا
لِکُلِّ هَمٍّ فَرَجٌ عاجِلٌیَأْتِی عَلَی المُصْبَحِ وَالمُمْسیٰ
اِتِّهام: کسی را تهمت زده کردن. و قَضاء: حکم کردن. و طِیب: خوش بودن «از ثانی». والمُصْبَح والمُمْسیٰ «به ضمّ المیم»: مصدرانِ به معنَی الإصباحِ والإمساءِ.
میفرماید: تهمت منه پروردگار خود را در آنچه حکم کرده، و آسان کن کار را، و خوش باش به نفس خویش. مر هر غمی را فرجی است شتابنده که میآید بر بامداد کردن و شبانگاه کردن. «شارح»
ای دوست به حکم حقّ رضا باید دادوز روی صفا تن بقضا باید داد
گر نفس کند جلوه بآئین خلافاو را بخلاف او سزا باید داد