قرآن کریمبه زبان فارسی

تحسین تحصیل ادب و زیرکی در صغر سنّ و اوّل کودکی

شرح دیوان منسوب به امیرالمؤمنین (ع) — قاضی کمال‌الدین میرحسین میبدی یزدی
حَرِّضْ بَنِیک عَلَی الْآدابِ فِی الصِّغَرِکَیْما تَقَرَّ بِهِمْ عَیْناکَ فِی الْکِبَرِ
وَ إِنَّما مَثَلُ الْآدابِ تَجْمَعُهافِی عُنْفُوانِ الصِّبا کَالنَّقْشِ فِی الْحَجَرِ
هِیَ الْکُنُوزُ الَّتِی تَنْمُو ذَخائِرُهاوَلا یُخافُ عَلَیْها حادِثُ الْغِیَرِ

حَرَّضْ به ضاد معجمه یا مهمله، و تَحْرِیض: برانگیختن، و تَحْرِیص: حریص گردانیدن. و قُرَّة و قُرُور: چشم روشن «از رابع». و عُنْفُوان «به ضمّ عین»: اول جوانی. و صِبا الذّخائر. والغِیَر «به کسر الغین»: الاسمُ من غیّرت الشّیءَ فتغیَّر.

می‌فرماید: برانگیز پسران خود را بر ادبها در خُردی، تا روشن شود به ایشان دو چشم تو در بزرگی. و به درستی که داستان ادبها که جمع می‌کنی تو آن را در اول کودکی، چون نقش است در سنگ. آن ادبها گنجها است که افزون می‌شود ذخیره‌های آن، و ترسیده نمی‌شود بران از حادثهٔ گردش. «شارح».

ای جان و تنت سرشته با صدق و صوابدر علم و ادب کوش بایّام شباب
آداب جوان چو نقش باشد بر سنگوین نقش نمی‌شود بصد قرن خراب
إِنَّ الْأَدِیبَ إِذا زَلَّتْ بِهِ قَدَمٌیَهْوِی عَلیٰ فَرْشِ الدِّیباجِ وَالسُّرُرِ
النّاسُ إِثْنانِ ذُو عِلْمٍ وَ مُسْتَمِعٌواعٍ وَ سائِرُهُمْ کَاللَّغْوِ وَالْعَکَرِ

هَوِیّ: فرو افتدن «از ثانی». و فِراش: آنچه بگسترانند، و فُرُش «به ضمّ فاء و عین»: جمع او. و دِیباج: دیبا. و سَرِیر: تخت، و سُرُر «به ضمّ سین و راء»: جمع او. و وَعْی: یادگرفتن. و سائِر: باقی چیزی. و لَغْو: بیهوده. و عَکَر: دُردی.

می‌فرماید: به درستی که صاحب ادب، چون بلغزد او را قدمی، فرو افتد بر بسترهای دیبا و بر تختها. مردم دو صنفند: خداوند علم و شنوندهٔ یادگیرنده و باقی ایشان چون بیهوده و دُردند. «شارح»

ای گشته بعقل و زیرکی فرزانهتحصیل کمال خویش کن مردانه
صافیست کسی که علم و حکمت داردباقی همه دُردند درین میخانه