فَلَوْ کانَتِ الدُّنْیا تُنالُ بِفطْنَةِوَفَضْلٍ وَعَقْلٍ أَعْلَی الْمَراتِبِ
وَلٰکِنَّمَا الْأَرْزاقُ حَظٌّ وَ قِسْمَةٌبِفَضْلِ مَلِیکٍ لا بِحِیلَةِ طالِبِ
فِطْنَة: زیرکی. و ما کافّة. و الحَظّ. النّصیبُ المقدَّرُ. و قسمةُ المیراثِ و قسمةُ الغنیمةِ تفریقُها علیٰ أربابِها و مَلِیک: پادشاه.
میفرماید: پس اگر بودی دنیا که یافته شدی به زیرکی و فضل و عقل، بیافتمی من بلندتر مراتب؛ ولیکن روزیها بهره و قسمت است به فضل پادشاهی بزرگ، نه به حیلهٔ طالب. «شارح»
گر مرتبه یافتن بدانش بودیپیوسته بآسمان سر من سودی
امّا چو عنان خلق در دست قضاستگر نیست قضا سعی ندارد سودی