قرآن کریمبه زبان فارسی

ارشاد به تفویض و توکّل بر خالق و جز و کلّ

شرح دیوان منسوب به امیرالمؤمنین (ع) — قاضی کمال‌الدین میرحسین میبدی یزدی
وَ کَمْ لِلّهِ مَنْ لُطْفٍ خَفِیِّیَدِقُّ خَفاهُ عَنْ فَهْمِ الذَّکِیِّ
وَ کَمْ یُسْرٍ أَتیٰ مِنْ بَعْدِ عُسْرٍوَ فَرَّجَ کُرْبَةَ الْقَلْبِ الشَّجِیِّ
وَ کَمْ أَمْرٍ تُساءُ بِهِ صَباحاًوَ تَأْتِیکَ الْمَسَرَّةُ بِالْعَشِیِّ
إِذا ضاقَتْ بِکَ الّأَحْوالُ یَوْماًفَثِقْ بِالرّازِقِ الْفَرْدِ الْعَلِیِّ

دِقَّة: باریک شدن «از ثانی». والذَّکاء: حدّةُ الفؤاد.

می‌فرماید: بسیار مر خدا راست از لطف پنهان که باریک است پنهانی آن از فهم زیرک. و بسیار آسانی آید از پس دشواری، و بازبرد اندوه دل اندوهناک. و بسیار کاری اندوهناک کرده شوی به آن در صباح و آید ترا شادی در شبانگاه. چون تنگ شود به تو حالها روزی، پس استوار باش به روزی دهندهٔ یگانهٔ بزرگوار. «شارح»

گر واقعه‌ای پیش تو آید ای دلزنهار مشو بناامیدی مایل
باید که بحقّ کنی توجه شب و روزتا غصّه و غم شود بفضلش زایل

فتح

امام یافعی، قدس سره در روض‌الرّیاحین فرماید که پادشاهی گوهری به ملازم خود سپرد و طفل او آن گوهر را بشکست و ملازم اضطراب عظیم داشت. درویشی گفت: «این چهار بیت به صدق و اخلاص بخوان.» چون بخواند، شخصی آمد و گفت: «جاریهٔ پادشاه را مرضی طاری شده و طبیان فرموده‌اند که گوهر را صلایه کنند و به او دهند و پادشاه می‌فرماید که گوهر را زود بشکن و صلایه کرده بیاور.»

تمام شد این ارقام پریشان به یُمن همّت درویشان در تاریخ رفیع‌الشّان «فیض نشان» صفر سنهٔ تسعین و ثمانمائه از هجرت خاتم ﷺ، موافق اسفند سنهٔ ستّ و اربعمائهٔ جلالی که زمان قران برجیس و کیوان است در عقرب و اوان اجتماع سبعهٔ سیاره است غیر بهرام دران برج سعادت انجام؛ امید آنکه از غیر محرم محفوظ و از نظر درویشان محفوظ باشد و در آخر واسطهٔ خلاص و نجات، و رابطهٔ رفعت درجات شود.

إنّ النّبیَّ محمَّداً ووصیَّهُوابْنَیْهِ وابنتَهُ البَتولَ الطّاهره
أهلُ العباءِ و إنّنی بولائهمأرجو السّلامةَ والنَّجا فی الآخره
و أریٰ محبّةَ مَنْ یقولُ بفضلِهمسبباً یُجیرُ مِنَ السَّبیلِ الجائره
أرجو بذاک رِضا المهیمن وَحْدهیومَ الوُقوفِ علیٰ ظهورِ السّاهره

٭٭٭٭

للّٰهِ دَرُّکم یا آلَ یاسینایا أنجُمَ الحقِّ أعلامَ الهدیٰ فینا
لا یَقبلُ اللّٰهُ إلّا فی محبّتِکمأعمالَ عَبْدٍ ولا یرضیٰ لَهُ دِینا
أرجو النَّجاةَ بِکُمْ یومَ المعادِ و إنْجنِّتْ یَدایَ مِنَ الذِّنبِ الأَفانینا
بلیٰ أخفّفُ أعباءَ الذُّنوبِ بِکُمْبلیٰ أُثقّلُ فی الحشرِ الموازینا
مَنْ لم یُوالِکُمُ فی اللّٰهِ لم یَرَ مِنْفِیحِ اللَّظیٰ و عذابِ القبرِ تسکینا
لأجلِ جَدِّکُمُ الأفلاکُ قد خُلِقَتْلو لاهُ ما اقتضَتِ الأقدارُ تکوینا
یُحْصِی مناقبَ أهلِ البیتِ حاصرُهالو کانَ یضبطُ عدّاً رَمْلَ یَبْرِینا
مَهْما تراصفَ عقدٌ مِنْ مَدِیحِهمفی نظمِه ودّ زهر الجوِّ تضمینا