یا أَیُّهٰذَا الْمُبْتَغِی عَلِیّاإِنِّی أَراکَ جاهِلاً غَبِیّا
قَدْ کُنْتَ عَنْ لِقائِهِ غَنِیّاهَلُمَّ فَادْنُ هٰهُنا إِلَیّا
غَبِیّ: گول. و هَلُمَّ: شتاب کن.
میفرماید: ای جوینده علی را، به درستی که من میبینم ترا نادان گول. به حقیقت بودی از دیدن او بینیاز. بیا، پس نزدیک شو اینجا به من.
«شارح»
ای آنکه بجان در طلب جنگ منیاین نیست مگر علامت طبع دنی
چون تیشه بپای خود زدی صبری کنتا من ز سرت برون کنم کبر و منی