إِغْنَ عَنِ المَخْلُوقِ بِالخالِقِتَغْنَ عَنِ الکاذِبِ بِالصّادِقِ
وَ اسْتَرْزِقِ الرَّحْمَنَ مِنْ فَضْلِهِفَلَیْسَ غَیْرُ اللّهِ بِالرّازِقِ
مَنْ ظَنَّ أَنَّ الرِّزْقَ فِی کَفِّهِفَلَیْسَ بِالرَّحْمٰنِ بِالواثِقِ
أَوْ قالَ أَنَّ النّاسَ یُغْنُونَنِیزَلَّتْ بِهِ النَّعْلانَ مِنْ حالِقِ
اِسْتِرْزاق: طلب روزی کردن. والحاقِ «بالحاءِ المهملة»: الجبلُ المرتفع.
میفرماید: بینیاز شو از آفریده به آفریدگار تا بینیاز شوی از دروغگو براستگو. و طلب روزی کن بخشاینده را از احسان او؛ چه نیست غیر خدا روزی دهنده. هرکه گمان برد که روزی در پنجهٔ غیر خداست، پس نیست غیر خدا روزی دهنده. هر که گمان برد که روزی در پنجهٔ غیر خداست، پس نیست ببخشاینده استوار؛ یا گویند: به درستی که مردم بینیاز کنند مرا، بلغزد به او دو کفش از کوهی بلند. «شارح»
هرچند که از غصّه دلم باشد ریشوز دست سپهر دون خورم هر دم نیش
روزی نشود مرا که روزی طلبماز غیر خداوند جهان روزی خویش