قرآن کریمبه زبان فارسی

هدایت به لوازم و مراسم احسان که اشرف اخلاق است در انسان

شرح دیوان منسوب به امیرالمؤمنین (ع) — قاضی کمال‌الدین میرحسین میبدی یزدی
الفَضْلُ مِنْ کَرَمِ الطَّبِیعَهْوَالمَنُّ مَفْسَدَةُ الصَّنِیعهْ
وَالخَیْرُ أَمْنَعُ جانِباًمِنْ قُلَّةِ الجَبَلِ المَنِیعَهْ
وَالشَّرُّ أَسُرَعُ جَرْیَةًمِنْ جَرْیَةِ الماءِ السَّرِیعَهْ

الفَضْل: عطیّةٌ لا تلزمُ مَنْ یُعطی. و طَبِیعة: سرشت. والمَفْسَدة: ما یدعو صاحبَه إلی الفساد. و فلانٌ ذو مَنَعةٍ «بالفتح»: أی عزیزٌ ممتنعٌ علیٰ من یرومه. و قُلّة: سرکوه. و جَبَل: کوه.

می‌فرماید: احسان از بزرگواری سرشت است، و منّت نهادن تباه کردن نیکوئی است. و نیکی سرباز زننده‌تر است به اعتبار جانب از سرکوه سرباز زننده. و بدی شتابنده‌تر است بروانی از روانی آب شتابنده. «شارح»

ای کرده ز روی معرفت کشف غطاوز ابر کفت ریخته باران عطا
منّت بکسی منه که ارباب صفاگویند که منّت است آئین خطا
تَرْکُ التَّعاهُدِ لِلصَّدِیقِیَکونُ داعِیَةَ القَطِیعَهْ
لا تَلْتَطِخْ بِوَقِیعَةٍ فِی النّاسِ تَلْطَخْکَ الوَقِیعَهْ
إِنَّ التَّخَلُّقَ لَیْسَ یَمْکُثُأَنْ یَؤُولَ إِلَی الطَّبِیعَهْ
جُبِلَ الأَنامُ مِنَ العِبادِعَلَی الشَّرِیفَةِ وَالوَضِیعَهْ

تَعاهُد: تعهّد کسی کردن. و اِلِتطاخ: آلوده شدن. والوَقِیعة فی النّاس: الغیبة. و لَطْخ: آلودن «از ثالث». و مَکْث: درنگ کردن «از اول». و الجِبِلَّة «بالکسر»: الخلقة. والوَضِیع: الدَّنیء. والشَّرِیفة و الوَضِیعة نعت «لأخلاق» المقدّرة.

می‌فرماید: ترک تعهّد مر دوست را باشد داعیهٔ بریدن. آلوده بریدن. آلوده مشو به غیبت در میان مردم که آلوده کند ترا غیبت. به درستی که خو گرفتن نیست که درنگ کند که بازگردد بسرشت. آفریده شده‌اند خلایق از بندگان بر اخلاق شریفه و اخلاق خسیسه. «شارح»

ای برده ز میدان کرم گوی وفاآئینه صفت باش بآئین صفا
چون لوح دلت قابل هر نقشی هستزنهار که تیره‌اش نسازی بجفا