مَعَدّ «به فتح المیم»: أبو العربِ و هو معدُّ بن عدنان. و مَذْحِج «به فتح المیم و تقدیمِ الحاء المهملة»: أبو قبیلةٍ. و مَعْرِکَة: حربگاه. و أَمْر: فرمودن «از اول»؛ و أَمِیر: فرمانروا. و کَفَل: میان سرین. والکَلْم: الجِاحة: و لَبَّة: سینه. والنَّحْر: موضعُ القِلادةِ من الصَّدرِ. و إِدْبار: پشت دادن. و اِنْدِقاق: کوفته شدن. و بیت ثانی دالّ برانکه حضرت ناظم در حرب نمیگریخته، و ثالث برانکه از پی لشکر گریخته نمیرفته، و این در قتال اهل بغی است؛ قال الشّافعیُّ، رحمةُ اللّةِ علیه: «أخذ المسلمونَ السّیرةَ فی قتال المشرکین مِنْ رسول اللّه، ﷺ، و أخذوا السّیرةَ فی قتالِ البُغاﺓِ من علیٍّ ﷷ.» و ابن اعثم گوید: مرتضیٰ در صِفّین با لشکر خود گفت: «أیّها النّاسُ، انظروا، لا تقاتلوا القومَ حتّیٰ یبدأوکم بالقتالِ یبدأوکم بالقتالِ، فإنّکم بحمدِاللّه علیٰ بصیرةٍ و یقینٍ و إذا أنتم قاتلموهم فهزمتموهم، فلا تقتلو مُدْبِراً و لا تُجهِزوا علبٰ جریحٍ ولا تکشفوا عورةٍ و إذا وصلتم إلیٰ رجالِ القومِ، فلا تهتکوا ستراً ولا تدخلوا داراً إلّا بإذنٍ و لا تأخذوا من أموالِهم شیداً إلّا ما أصبتموه فی عسکرِهم و لا تکلّموا النّساءَ و إن شتمنَ أعراضَکم و سببنَ أمراءَکم، فإنّهنَّ ضعیفاتُ الأنفسِ والعقول.»
میفرماید: چون جمع شوند جماعتی بزرگتر از قبیلهٔ مَعَدّ و مَذْحِج به جنگ گاهی روزی، پس به درستی که من امیر ایشانم. سلامت داده است میانهای سرین اسبان من در کارزار، و مجروح است سینههای آن اسبان و مواضع قلاده از سینههای ایشان. حرام است بر نیزههای ما زدن پشت دهنده، و کوفتهمیشود از نیزههای ما در سینهها سینههای آن. «شارخ».