قرآن کریمبه زبان فارسی

بازنمودن شجاعت و قوّت و آشکارا کردن فتوّت و مروّت

شرح دیوان منسوب به امیرالمؤمنین (ع) — قاضی کمال‌الدین میرحسین میبدی یزدی
إِذَا اجْتَمَعَتْ عُلْیا مَعَدٍّ وَ مَذْحِجٍبِمَعْرِکَةٍ یَوْماً فَإِنِّی أَمِیرُها
مُسَلَّمَةٌ أَکْفالُ هَیْلِی فِی الْوَغیٰوَمَکْلُومَةٌ لَبْاتُها وَ نُحُورُها
حَرامٌ عَلیٰ أَرْماحِنا طَعْنُ مُدْبِرٍوَ تَنْدَقُّ مِنْها فِی الصُّدُورِ صُدُورُها

مَعَدّ ‌«به فتح المیم»: أبو العربِ و هو معدُّ بن عدنان. و مَذْحِج «به فتح المیم و تقدیمِ الحاء المهملة»: أبو قبیلةٍ. و مَعْرِکَة: حربگاه. و أَمْر: فرمودن «از اول»؛ و أَمِیر: فرمانروا. و کَفَل: میان سرین. والکَلْم: الجِاحة: و لَبَّة: سینه. والنَّحْر: موضعُ القِلادةِ من الصَّدرِ. و إِدْبار: پشت دادن. و اِنْدِقاق: کوفته شدن. و بیت ثانی دالّ برانکه حضرت ناظم در حرب نمی‌گریخته، و ثالث برانکه از پی لشکر گریخته نمی‌رفته، و این در قتال اهل بغی است؛ قال الشّافعیُّ، رحمةُ اللّةِ علیه: «أخذ المسلمونَ السّیرةَ فی قتال المشرکین مِنْ رسول اللّه، ﷺ، و أخذوا السّیرةَ فی قتالِ البُغاﺓِ من علیٍّ ﷷ.» و ابن اعثم گوید: مرتضیٰ در صِفّین با لشکر خود گفت: «أیّها النّاسُ، انظروا، لا تقاتلوا القومَ حتّیٰ یبدأوکم بالقتالِ یبدأوکم بالقتالِ، فإنّکم بحمدِاللّه علیٰ بصیرةٍ و یقینٍ و إذا أنتم قاتلموهم فهزمتموهم، فلا تقتلو مُدْبِراً و لا تُجهِزوا علبٰ جریحٍ ولا تکشفوا عورةٍ و إذا وصلتم إلیٰ رجالِ القومِ، فلا تهتکوا ستراً ولا تدخلوا داراً إلّا بإذنٍ و لا تأخذوا من أموالِهم شیداً إلّا ما أصبتموه فی عسکرِهم و لا تکلّموا النّساءَ و إن شتمنَ أعراضَکم و سببنَ أمراءَکم، فإنّهنَّ ضعیفاتُ الأنفسِ والعقول.»

می‌فرماید: چون جمع شوند جماعتی بزرگتر از قبیلهٔ مَعَدّ و مَذْحِج به جنگ گاهی روزی، پس به درستی که من امیر ایشانم. سلامت داده است میانهای سرین اسبان من در کارزار، و مجروح است سینه‌های آن اسبان و مواضع قلاده از سینه‌های ایشان. حرام است بر نیزه‌های ما زدن پشت دهنده، و کوفتهمی‌شود از نیزه‌های ما در سینه‌ها سینه‌های آن. «شارخ».

آن شیر دلم که از کسی نگریزمدر کشتن دشمنان چو خنجر تیزم
هرگز نروم از پی خصمی که گریختعارست مرا که خون عاجز ریزم