قرآن کریمبه زبان فارسی

مدح اهل البیت سیّد عالم ﷺ

شرح دیوان منسوب به امیرالمؤمنین (ع) — قاضی کمال‌الدین میرحسین میبدی یزدی
قَدْ یَعْلَمُ النّاسُ أَنّا خَیْرُهُمْ نَسَباًوَنَحْنُ أَفْخَرُهُمْ بَیْتاً إِذا فَخَرُوا
رَهْطُ النَّبِیِّ وَهُمْ مَأْویٰ کَرامَتِهِوَ ناصِرُ الدِّینِ وَالْمَنْصُورُ مَنْ نَصَرُوا
وَالْأَرْضُ تَعْلَمُ أَنّا خَیْرُ ساکِنِهاکَما بِهِ تَشْهَدُ الْبَطْحاءُ وَالْمَدَرُ
والْبَیْتُ ذُو السِّتْرِ لَوْ شاؤُوا یُحَدِّثُهُمْنادیٰ بِذٰلِکَ رُکْنُ الْبَیْتِ وَالْحَجَرُ

رَهْط: گروه. و بَطْحاء: رودخانهٔ فراخ که در او سنگریزه بود. و المَدَرَة: واحد المَدَر، والعربُ یسمِّی القریةَ مَدَرﺓً. و تَحْدِیث: سخن گفتن. و رُکْنُ الشّیءِ: جانِبُه الأقویٰ. و مراد از حَجَر حجراسود. و بیت و رابع یا از قبیل «قد علمت خیبرُ أنّی مرحب» یا گوئیم در اول فاتحهٔ خامسه گذشت که عالم نزد ارباب کشف و شهود حیّ ناطق است. و شیخ محیی‌الدین در فتوحات گوید: روزی در حرم کعبه می‌گفتم انسان افضل مخلوقات است، شب که به خواب رفتم، شخصی بر بالای من جَست و مرا به عنف از خواب بیدار ساخت. دیدم که خانهٔ کعبه به صورت جاریه‌ای متمثّل شده بود و دامن تا زانو برکشیده و به قهر می‌گوید: «تو چگونه دانستی که انسان افضل از من است؟» من برای معذرت او قصیده‌ای به بدیهه گفتم و به تدریج غضب او کم شد و اندک‌اندک دامن فرو گذاشت. و توجیه ثانی انسب است به حال ناظم ﷺ،

می‌فرماید: به حقیقت می‌دانند مردم که ما بهتر از ایشانیم به نسب، و ما نازنده‌تر ازیشانیم به خانه، چون نازند. گروه پیغمبرند و ایشان محل بزرگی اواند، و یاری کنندهٔ دینند و منصور آن کس است که یاری کنند ایشان او را. و زمین می‌داند که ما بهتر ساکن اوئیم، چنانچه به این گواهی می‌دهد رودخانهٔ مکه و دِهها. و خانهٔ کعبه خداوند پرده، اگر خواهند، سخن گوید ایشان را، و ندا کرد به آن رکن خانهٔ کعبه و حجراسود. «شارحب

ای دوست غرض ز خلق آدم مائیممجموعهٔ اسرار دو عالم مائیم
هرچند که ارباب شرف بسیارستدانند محقّقان که خاتم مائیم