وَإِذا طَلَبْتَ إِلیٰ کَرِیمٍ حاجَةًفَلِقاؤُهُ یَکفِیکَ وَالتَّسْلِیمُ
وَإِذا أَراکَ مُسَلِّماً ذَکَرَ الَّذِیحَمَّلْتَهُ فَکَأَنَّهُ مَلْزُومُ
إِلَیٰ: به معنی عند. و حَمَّلْتُهُ الرِّسالَة: أی کلَّفتُها. و لُزُومُ الشَّیءِ للشَّیءِ: طولُ مکثِه معه، یقال: لزمه یلزمه لزوماً.
میفرماید: چون جوئی نزد بزرگی حاجتی را، پس دیدن او بس است ترا و سلام کردن. و چون بیند او ترا سلام کننده، یاد کند آنچه تکلیف کردهای تو او را، پس گویا او لازم کرده شده است. «شارح»
هر کس که شود نقطهٔ وحدت یارشگردد ز کرم گرد سخا پرگارش
محتاج که از دور ببیند خواهدکز غایت لطف خود بسازد کارش