قرآن کریمبه زبان فارسی

معمّا به اسم شریف محمّد بر وفق حساب ابجد

شرح دیوان منسوب به امیرالمؤمنین (ع) — قاضی کمال‌الدین میرحسین میبدی یزدی
أَلا خُذْ وَعْدَ مُوسیٰ مَرَّتَیْنِوَضَعْ أَصْلَ الطَّبائِعِ تَحْتَ ذَیْنِ
وَ سِکَّةُ خانَ شَطْرَنْجٍ فَخُذْهاوَ أَدْرِجْ بَیْنَ ذَیْنِ الْمُدْرَجَیْنِ
فَذٰلِکَ إِسْمُ مَنْ یُهْواهُ قَلْبِیوَقَلْبُ جَمِیعِ مَنْ فِی الْخافِقَیْنِ

مراد از وَعْد موسیٰ میم که به حساب ابجد چهل است و حقّ تعالیٰ فرموده: «وَإِذْ وَاعَدْنَا مُوسَى أَرْبَعِينَ لَيْلَةً»۱ و مراد از أصْل الطَّبائِع دال؛ چه آن عناصر است و عناصِر چهار است. و سِکّة «به کسر»: گوی و خان: کاروانسرای. و مراد از شَطْرَنْج شطرنج صغیر که صهصهة بن داهر ساخته برای یکی از سطاین هند که به حرب معتاد بوده و هیچ مُعارض نداشته. و مراد از سِکَّةُ خانَ شَطْرَنْج حاء؛ چه هر صفّ از صفوف شطرنج هشت است و إِدْراج: در نور دیدن. و الخافقان: أُفقا المشرقِ والمغربِ. و این معما به اسم محمد مصطفیٰ است، ﷺ یا به اسم محمد مَهدی.

می‌فرماید: فراگیر وعدهٔ موسیٰ را دو بار و بنه بیخ سرشتها را در زیر این دو. و گوی خان شطرنج، پس فراگیر آن را، و درج کن در میان این دو درج کرده شده. پس آن نامِ آن کس است که دوست می‌دارد او را دل من و دل همهٔ کسان که در مشرق و مغربند. «شارح»

گاهی که زکوی او شوم آوارهافتم بدرون مسجدی بیچاره
محراب بخون دل منقّش سازمتا بار دلم سبک شود یکباره
  1. - البقرة: ۵۱. ↑