قرآن کریمبه زبان فارسی

خطاب ظفر مآب به حُرَیْث، مولای معاویه در وقت کشتن او به صفّین و فرستادن او بهاویه

شرح دیوان منسوب به امیرالمؤمنین (ع) — قاضی کمال‌الدین میرحسین میبدی یزدی
أَنَا الْغُلامُ العَرَبِیِّ الْمُنْتَسَبْمِنْ خَیْرِ عُودٍ فِی مُصاصِ الْمُطَّلَبْ
یا أَیُّهَا الْعَبْدُ اللَّئِیمُ الْمُنْتَدِبْإِنْ کُنْتَ لِلْمَوْتِ مُحِبّاً فَاقُتَرِبْ
وَ اثْبُتْ رُوَیْداً أَیُّهَا الْکَلْبُ الْکَلِبْأَوْ لا فَوَلِّ هارِباً ثُمَّ انْقَلِبْ

عَود: اصل مردم. و فلانٌ مُصاصُ قومِهِ «بالضمّ»: إذا کان أخلصَهُم نسباً. و مُطَّلِب: برادر هاشم، و مراد اینجا قوم او، چنانچه مُضَر و اَزْد و غیر آن گویند و مراد قوم ایشان باشد. و اِنْتِداب: جواب دادن. و إحبْاب: دوست داشتن. و اِقْتِراب: نزدیک آمدن. و رُوَیْداً «بالتَّنوین»: أی مُرْوِداً؛ و إرْواد: مهلت دادن. و رجلٌ کَلِبٌ: «بکسر اللّام»: شدیدٌ الحرصِ، و کَلْبٌ کَلِبٌ: أی مجنونٌ یکلبُ بلحومِ النّاس. و أَوْلا: أی بل لا تثبت. و اِنْقِلاب: بازگردیدن. و وَلِّ هارِباً ثُمَّ انْقَلِبْ از قبیل «كَلَّا سَوْفَ تَعْلَمُونَ ٭ ثُمَّ كَلَّا سَوْفَ تَعْلَمُونَ»۱. و در بعضی نسخ بجای اثْبْتْ رُوَیْداً أَیُّها «اثْبُت لَنا یا أَیُّها.»

می‌فرماید: من کودک تازی زبان نسبت کنندهٔ خودم به بهتر اصلی در خالص‌تر قبیلهٔ مُطَّلِب. ای بندهٔ ناکس جواب دهنده، اگر هستی مر مرگ را دوست دارنده، پس نزدیک آی. و بایست ایستادنی مهلت دهنده، ای سگ دیوانه، بلکه نه پس پشت کن گریزنده، پس بازگرد. «شارح»

امروز منم بفضل و توفیق خدایغالب بشجاعت و اصالت همه جای
ای خصم اگر ترا بود مردن رایلطفی کن و با عربده نزدیک من آی

حکایت

ابن اعثم کوفی در فتوح گوید که معاویه حُرَیْث را وصیت کرد که متعرض علی مشو. و عمرو بن عاص پنهان از معاویه او را به حرب علی ترغیب کرد و چون او بدست علی کشته گشت، معاویه گفت:

حریثٌ ألَمْ تَعْلَمْ و عِلْمُکَ ضائرُبأنَّ علیّاً لِلْفَوارِسِ قاهِرُ
و أنَّ علیّاً لا یُبارِزُ فارِساًمِنَ النّاسِ إلّا أَقْصَدَتْهُ الأَظافِرُ
أَمَرْتُکَ أَمْراً جازِماً فَعَصَیْتَنیفجدّک أنْ لَمْ تَقْبَلِ النّصحَ عاثِرُ
فَدَلّاکَ عَمُروٌ والحَؤادِثُ جَمَّةغُروراً و ما جَرَّتْ عَلَیْکَ المَقادِرُ
و ظَنَّ حُرَیْثٌ أنَّ عَمْرواً نَصیحُهُو قَدْ یَهْلُکُ الإنْسانُ إذْ لا یُحاذرُ
أَیَرْکَبُ عَمْروٌ رَأْسَهُ خَوْفَ نَفْسِهِو یَصْلِی حُرَیْثاً إنَّهُ لَمُماکِرُ
  1. - التّکاثر: ۳-۴. ↑