قرآن کریمبه زبان فارسی

جواب یکی از اعدای دین در حرب صفیّن

شرح دیوان منسوب به امیرالمؤمنین (ع) — قاضی کمال‌الدین میرحسین میبدی یزدی
إِیّایَ تَدْعُو فِی الْوَغیٰ یَا بْنَ الْأَرَبْوَفِی یَمِینِی صارِمُ یُبْدِی اللَّهَبْ
مَنْ یَحْطُهُ مِنْهُ الْحِمامُ یَنْسَرِبْلَقَدْ عَلِمْتُ وَالْعَلِیمُ ذُو أَدَبْ
أَنْ لَسْتَ فِی الْحَرُبِ الْعَوانِ بِالُأَرِبْوَعَنْ قَلِیلٍ غَیْرَ شَکٍّ أَنْقَلِبْ

وَغیٰ: کارزار. و الأَرَب «به فتح الرّاء»: فرطُ الحاجةِ المقتضی للاحتیال، فکلُّ أربٍ حاجةٌ دونَ العکس، ثمّ یُستعمَلُ تارةً فی الحاجةِ المجرّدةِ و تارةً فی الاحتیحالِ، و إن لم یکن حاجةً. و الحُطُوّ «به وزن العُلُوّ»: تحریکُ الشّیءِ «من الأوّل»، و منهُ الحدیثُ: «فحطانی حطوةً»، أی حرَّکَنی. و حِمام «به کسر حاء»: مرگ. و اِنْسِراب: ریخته شدن آب. و العَوان: من الحروبِ ما قُوبِلَ فیها مرّةً بعدَ أخریٰ. و إیّایَ مفعولٌ به تَدْعُو. و واو در وَفِی یَمِینی برای حال. و عَنْ قَلِیلٍ: أی بعدَ زمانٍ قلیلِ. و غَیْرَ شَکٍّ نعت «یقیناً» مقدّر.

می‌فرماید: مرا می‌خوانی در جنگ، ای صاحب حیله، و در دست راست من است شمشیر برنده که آشکارا می‌کند زبانهٔ آتش بی‌دود را. هر که می‌جنباند آن شمشیر را، از او مرگ می‌ریزد، هر آینه به حقیقت دانستم - و دانا صاحب فرهنگ است - که نیستی تو در این حرب که مقابله واقع شد در او چندبار خردمند، و بعد از زمانی اندک به یقین بی‌شکّ باز می‌گردم. «شارح»

ای صاحب بخت تیره و روز سیاهتا چند چنین فتاده باشی از راه
تیغی است مرا چو شعلهٔ آتش تیزبگریز که یکبار بسوزی ناگاه