قرآن کریمبه زبان فارسی

بیان امتزاج شهد دهر به زهر و ازدواج لطف او به قهر

شرح دیوان منسوب به امیرالمؤمنین (ع) — قاضی کمال‌الدین میرحسین میبدی یزدی
أَنَا بِالدَّهْرِ عَلِیمٌ وَأَبُو الدَّهْرِ وَأُمُّهْلَیْسَ یَأْتِی الدَّهْرُ یَوْماً بِسُرُورٍ فَیُتِمُّهْ

وَإِذا سَرَّکَ یَوْماً فَغَداً یَأْتِیکَ هَمُّهْ

إِتْمام: تمام کردن.

می‌فرماید: من به روزگار داناام و پدر دهرم و مادر او. نیست که آورد دهر روزی شادیی، پس تمام کند آن را. و چون شاد کند ترا روزی، پس فردا آید ترا غم او. «شارح»

فریاد مرا ز جور و بی‌راهی دهروز تلخی او که ساخت کامم چون زهر
زنهار بلطف او نگردی مغرورکز مکمن غیب می‌جهد لمعهٔ قهر